در روزهای اخیر، پرده از فساد نجومی در پتروشیمی مروارید برداشته شده است. این فساد که به شکلهای مختلفی از جمله حقوقهای چندصد میلیونی و استخدامهای بیضابطه خود را نشان میدهد، زنگ خطری برای جامعه و نهادهای نظارتی بهحساب میآید.
غارت سرمایه و تحمیل هزینههای گزاف
بهنظر میرسد که انتصاب مسئول حراست در این پتروشیمی، بهجای حفاظت از داراییها، به حیاطخلوتی برای غارت سرمایه ۳ میلیارد دلاری تبدیل شده است. گزارشها حکایت از پرداخت حقوقهای نجومی از جیب بازنشستگان دارد که بهوضوح نشاندهندهٔ بیتوجهی به حقوق کارگران و بازنشستگان است.
بیشتر بخوانید: رانتخواری در شاتل: کارمند غیررسمی با حقوق ۳۰۰ میلیون تومان!
علاوه بر این، استخدامهای فامیلی و بیضابطه در حراست این پتروشیمی، انتقادات گستردهای را به همراه داشته است. این استخدامها نهتنها شفافیت را زیر سؤال میبرد، بلکه بهنوعی نشاندهندهٔ شبکهای از رانتخواری است که در سایهٔ عدم نظارت صحیح بهوجود آمده است.
تخلیه سنگر عسلویه و هزینههای شخصی
در این میان، تخلیهٔ سنگر عسلویه و ساخت دفتر لاکچری در تهران نیز بهعنوان یک اقدام جنجالی دیگر، توجهها را جلب کرده است. هزینههای تحمیلی نظیر خودروی صفر و موتور سنگین ۴.۵ میلیاردی برای استفاده شخصی، نهتنها بار مالی سنگینی بر دوش پتروشیمی میگذارد، بلکه بهنوعی نشانهای از سوءاستفادههای مالی است که در این سازمان در حال وقوع است.
رانتخواری و دخالت مستقیم در مهندسی مناقصات میلیاردی، بهوضوح نشاندهندهٔ یک ساختار فاسد در پتروشیمی مروارید است. این وضعیت نهتنها اعتبار این نهاد را زیر سؤال برده، بلکه بهعنوان یک چالش جدی برای نهادهای نظارتی مطرح میشود.
سوال اصلی این است که نهادهای نظارتی کجای این جولانگاه غیرقانونی هستند؟ اکنون وقت آن است که ورود فوری و بیملاحظه به این موضوع صورت گیرد تا از بروز فسادهای بیشتر جلوگیری شود.
بیشتر بخوانید: مدیرعامل و مدیرعامل زیر ذرهبین؛ چه داستانی در حال شکلگیری است؟ · جنگ بالای بورس؛ تاپیکو و ۴.۲۳ همت برای کرسی هیئت مدیره «فارس»


















