در یک تحول جنجالی در شرکت، مدیرحراست به طور ناگهانی شیشۀ اتاقش را به دیوار ضد صدا تبدیل کرده و با منیژک، ساعتها به بازجویی از پرسنل خانم میپردازد. این اقدامات باعث شده تا حواشی و سوالات زیادی در مورد انگیزههای او و تاثیر این رفتارها بر جو شرکت ایجاد شود.
پشت پردهٔ بازجوییها
به نظر میرسد هدف اصلی مدیرحراست از بازجوییهای مکرر، پاسخ به این سوال باشد که آیا خانم ر.د به دلیل اخراج از شرکت، واکنشی نشان داده است یا خیر. نه تنها این رفتارهای او، بلکه جو حاکم بر محیط کار نیز به شدت تحت تاثیر این وضعیت قرار گرفته است. پرسنل خانم احساس میکنند که تحت نظر هستند و این موضوع میتواند به کاهش روحیهٔ کاری آنها منجر شود.
بیشتر بخوانید: پتروشیمی مروارید؛ قربانی کانون فساد و نابسامانی مدیریتی
این تحولات در حالی رخ میدهد که بسیاری از کارمندان از وجود چنین جوّی ابراز نارضایتی کردهاند و برخی حتی به دنبال تغییر محل کار خود هستند. مدیران ارشد شرکت نیز در برابر این وضعیت بیتفاوت به نظر میرسند و هیچ گونه واکنشی به این تحولات نشان نمیدهند.
سکوت در برابر فاجعه
فاجعهای که در این میان به وقوع پیوسته، سکوت مدیران و عدم توجه به مشکلات کارکنان است. آیا این سکوت به معنای نادیده گرفتن نیازها و خواستههای قانونی پرسنل است؟ یا به نوعی تلاش برای کنترل اوضاع و جلوگیری از بروز بحرانهای بیشتر؟
در نهایت، سوالات بیپاسخی که در ذهن همه نقش بسته، نه تنها به رفتارهای مدیرحراست بلکه به کل سیاستهای شرکت برمیگردد. آیا زمان آن نرسیده که صدای کارکنان شنیده شود و به جای بستن گوشها، گوش شنوایی برای مشکلات آنها وجود داشته باشد؟
بیشتر بخوانید: وزارت نفت؛ بهشت مفسدان اقتصادی! · مدیر حراست، آرامش را در شرکت از بین برده است!














