پتروشیمی شازند، یکی از بازیگران کلیدی صنعت پتروشیمی ایران، این روزها در کانون توجهات قرار دارد. در حالی که اکثریت هیئتمدیره این شرکت در اختیار پالایش نفت تهران بهعنوان سهامدار کنترلی است، سوالات جدی درباره حقایق حاکمیت شرکتی این شرکت شکل گرفته است.
ترکیب هیئتمدیره و چالشهای مدیریتی
پالایش نفت تهران، با در اختیار داشتن سه کرسی از پنج کرسی هیئتمدیره، بهوضوح در موقعیت قدرت قرار دارد. اما در این میان، انتخاب مدیرعامل از سوی کریمی که به نمایندگی از تاپیکو با حدود ۱۶ درصد مالکیت در هیئتمدیره حضور دارد، جای سوال دارد. آیا این انتخاب، نمایشی از قدرت واقعی است یا صرفاً یک توافق میان سهامداران؟
بیشتر بخوانید: بیکاری ۱۰۰ روزنامهنگار در پی بحران اینترنت و اقتصاد
این ترکیب، الزاماً مشکل حقوقی ایجاد نمیکند، اما پرسش اصلی این است که چگونه یک سهامدار کنترلی، مدیری را از یک کرسی با مالکیت کمتر از ۲۰ درصد انتخاب و به او اجازه استمرار در سمت مدیریتی را میدهد؟ آیا این انتخاب بهمنظور حفظ منافع بلندمدت شرکت صورت گرفته یا نشانهای از عدم تعادل در ساختار حاکمیت شرکتی است؟
با نگاهی به سوابق مدیریتی کریمی، میتوان به این نتیجه رسید که او تجربه و دانش لازم را دارد، اما آیا این موارد برای توجیه انتخاب او بهعنوان مدیرعامل کافی است؟ در دنیای امروز، حاکمیت شرکتی بهعنوان یکی از ارکان کلیدی در موفقیت شرکتها شناخته میشود و انتخاب مدیران باید بر اساس شفافیت و عدالت صورت گیرد. اما در مورد پتروشیمی شازند، بهنظر میرسد که این اصول در حال زیر پا گذاشته شدن هستند.
در نهایت، آنچه که مسلم است، نیاز به بازنگری در ساختار حاکمیت شرکتی پتروشیمی شازند و دیگر شرکتهای مشابه در صنعت پتروشیمی کشور است. آیا وقت آن نرسیده که سهامداران و مدیران بهجای بازیهای قدرت، به فکر منافع واقعی شرکت و ذینفعان باشند؟
بیشتر بخوانید: فراز و فرود پتروشیمی آریا ساسول: کاهش سود و افزایش هزینهها · تخریب گسترده مدیرعامل توسط دو مدیرعامل فاسد در آستانهی افشاگری


















