در دنیای پیچیدهٔ فساد و رانتخواری، حراست بهعنوان یک نهاد نظارتی، خود به یک مرکز فساد تبدیل شده است. این نهاد که بهظاهر وظیفهٔ حفظ امنیت و نظارت بر فعالیتهای اقتصادی را بر عهده دارد، در واقع بهعنوان یک حیاطخلوت برای غارت سرمایهٔ ۳ میلیارد دلاری عمل میکند. این ادعاها نه تنها زنگ خطری برای جامعه است، بلکه نشاندهندهٔ عمق فساد در این نهاد است.
غارت حقوق بازنشستگان
بر اساس شواهد موجود، بهنظر میرسد که حقوقهای چندصد میلیونی از جیب بازنشستگان برداشت میشود. این در حالی است که بسیاری از این بازنشستگان در شرایط مالی سختی به سر میبرند و نیازمند حمایت هستند. آیا این یک خیانت بزرگ به جامعه نیست؟
بیشتر بخوانید: فساد در پتروشیمی: عزل و انتصابهای مشکوک مدیران
استخدامهای بیضابطه و رانتخواری
استخدام بیضابطه و فامیلی اقوام در حراست، بهعنوان یکی دیگر از ابعاد فساد در این نهاد، از دیگر موضوعات نگرانکننده است. این استخدامها نه تنها شایستهسالاری را زیر سوال میبرد، بلکه بهنوعی روابط فامیلی و دوستانه را بر شایستگیها ترجیح میدهد.
علاوه بر این، تخلیهٔ سنگر عسلویه و ساخت دفتر لاکچری در تهران، نشاندهندهٔ غارت بیشتر منابع ملی است. این اقدامات در حالی صورت میگیرد که هزینههای خودروی صفر و موتور سنگین ۴.۵ میلیاردی نیز بهصورت غیرقانونی بر دوش نهادهای دولتی تحمیل میشود.
دخالت مستقیم و مهندسی مناقصات میلیاردی در این نهاد نیز بهوضوح قابل مشاهده است. با این اوصاف، سوالی که بهوجود میآید این است که نهادهای نظارتی کجای این جولانگاه غیرقانونی هستند؟ آیا زمان آن نرسیده که با قاطعیت وارد عمل شوند و این تخلفات را بهطور جدی پیگیری کنند؟
با توجه به ابعاد گستردهٔ این فساد، نیاز به ورود فوری و بیملاحظهٔ نهادهای نظارتی و قضائی احساس میشود. تا کی باید شاهد غارت منابع ملی و ظلم به حقوق شهروندان باشیم؟ این سوالی است که باید به آن پاسخ داده شود.
بیشتر بخوانید: پتروشیمی مروارید؛ قربانی کانون فساد و نابسامانی مدیریتی · آقازادهای در مسند مدیریت: رانت و فساد در پتروشیمی















